تبليغاتX
پدوازهای هورام

پدوازهای هورام

هورام تندیسی از عشق...تلفیقی از آب و خاک...تجسمی از کویر...یگانه ترین مخلوق کردگار

احکام هفت گانه قلعه حیوانات و احکام هفت گانه نیروی انتظامی:

۱- هر موجودی که بر روی دو پا راه می رود دشمن است.

هر مونثی که پوششی غیر از چادر داشته باشد دشمن است. این پوشش ها شامل شال های باریک٬ روسری٬ پالتو های بالای زانو و تنگ٬  مانتو های کوتاه و بدن نما با رنگ های متنوع یا شهوت انگیز اعم از قرمز-نارنجی-زرد-سفید-سبز-آبی و....، چکمه های بلند با شلوارهای تنگ داخل چکمه، شلوار های فاق کوتاه، شلوار کوتاه با چکمه بلند یا کوتاه و .... می شود.

۲- هر موجودی که بر روی چهار پا راه می رود٬ یا بال دارد٬ دوست است.

هر مونثی که چادر سر می کند یا پوششی مشابه با چادر دارد دوست است. این پوشش شامل چادر مشکی اعم از ایرانی، ملی، عربی با مقنعه مشکی بلند تا زیر سینه و مانتوی بلند تیره( مشکی- قهوه ای –خاکستری) همچنین گشاد با شلوار پارچه ای گشاد و تیره بهتر بر آن است که مشکی باشد همراه با کفش مشکی با روییه بلند بدون پاشنه، ساق های دستی لبه گیپور که ساعت بر روی آن بسته می شود و... می شود.

۳- هیچ حیوانی حق ندارد لباس بپوشد.

هیج مونث و مذکری حق ندارد لباس خارجی بپوشد. تمامی افراد باید تابع شعار زیر باشند: ایرانی، ایرانی بخر! و از خرید هر گونه جنس خارجی اعم از پوشاک، لوازم آرایش، لوازم صوتی و تصویری، لوازم منزل و... جدا خودداری کنند. در صورت مشاهده هر گونه پوشاک خارجی چه در پوشش ظاهری و چه در پوشش داخلی، لباس مورد نظر ضبط گردیده و در ازای آن یک لباس ایرانی به صلاح دید گشت ارشاد و هزینه شخص متخلف داده می شود.

۴- هیچ حیوانی نباید در رختخواب بخوابد.

هیچ مونثی و مذکری حق ندارند در رختخواب یا تخت خواب کنار هم بخوابند. اعم از دوست دختر و دوست پسر، نامزد یا هرگونه روابط دیگر.... و زن وشوهر در صورتی حق همخوابی با یکدیگر رو دارند که عقد نامه آنها مورد تایید یک روحانی عاقل و بالغ قرار گرفته باشد و دارای مجوز از وزارت ارشاد، نیروی انتظامی، بسیج منطقه، دفتر مقام معظم رهبری، ستاد امر به معروف و صدا و سیما باشند. در نهایت این همبستری دارای شرایط خاص می باشد که زن و مرد هر کدام حجاب اسلامی را رعایت کرده و از هر گونه نگاه غیر اسلامی بپرهیزند.در صورت مشاهده هرگونه روابط مشروع و نا مشروع اشخاص متخلف دستگیر شده  و مجازاتی برابر با مجزات زنا برای ایشان در نظر گرفته می شود. و در کل رابطه ای به نام س.ک.س ممنوع بوده و اطاعت از این قانون برای همه افراد الزامی می باشد.

۵- هیچ حیوانی نباید مشروب الکلی بنوشد.

هیچ انسانی حق استفاده از مشروبات را ندارد. این مشروبات شامل هر گونه مشروبات الکلی، نوشابه های نیروزا، قهوه، نسکافه و... می شود. نوشیدن هر گونه چای اعم از سبز و سیاه بلامانع می باشد. نوشیدن نوشابه در صورتی بلامانع می باشد که ساخت خود کشور باشد.

۶- هیچ حیوانی حق ندارد حیوان دیگر را بکشد.

هیچ انسانی حق کشتن انسان دیگر را ندارد. این قانون شامل تبصره می باشد.

تبصره 1. مقتول مونث بوده و قاتل مذکر بنا به دستور اسلام بلامانع است و قاتل در صورتی مجازات می شود که یک مونث دیگر را به قتل برساند در غیر این صورت اولیای دم با دادن دیه معادل کامل یک زن می توانند خواهان مجازات شوند.

تبصره 2. کشتن دانشجو در تظاهرات و تحصنات از قبیل کوی دانشگاه در 18 تیر و.... بلا مانع است.

تبصره 3. کشتن افراد بنا به دستور فرد روحانی اعم از ظالم و مظلوم بلامانع است.

۷- همه حیوانات با هم برابرند.

همه انسانها برابرند. این برابری شامل مقام***معظم ****رهبری – رییس جمهور- رییس***مجمع***تشخیص مصلحت***نظام-نمایندگان مجلس- مجتهدین- روحانیون و.... نمی باشد.

پ.ن. اون احکام با رنگ بنفش مربوط به کتاب قلعه حیوانات می باشد. این رو واسه اونایی گفتم که کتابش رو نخوندند یا فیلمش رو ندیدند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 آذر1386ساعت 9  توسط هورام  | 

تو هم، همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي !

تو بي برگي و منهم چون تو بي برگم

چو مي پيچد ميان شاخه هايت هوي هوي باد ـ

بگوشم از درختان هاي هاي گريه مي آيد

مرا هم گريه ميبايد ـ

مرا هم گريه ميشايد

كلاغي چون ميان شاخه هاي خشك تو فرياد بردارد

بخود گويم كلاغك در عزاي باغ عريان تعزيت خوان است

و در سوك بزرگ باغ، گريان است

***

بهنگام غروب تلخ و دلگيرت ـ

كه انگشتان خشك نارون را دختر خورشيد ميبوسد

و باغ زرد را بدرود ميگويد ـ

دود در خاطرم يادي سيه چون دود ـ

بياد آرم كه: با « مادر » مرا وقتي وداع جاوداني بود

و همراه نگاه ما ـ

غمين اشك جدائي بود و رنج بوسه بدرود .

***

تو هم، همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي !

دل هر گلبنت از سبزه و گلها تهي مانده ـ

و دست بينواي شاخه هايت خالي از برگ است

تنت در پنجه مرگ است

مرا هم برگ و باري نيست

ز هر عشقي تهي ماندم

نگاهم در نگاه گرم ياري نيست.

***

تو از اين باد پائيزي دلت سرد است ـ

و طفل برگها را پيش چشمت تير باران ميكند پائيز

كه از هر سو چو پولكهاي زرد از شاخه ميريزند

تو ميماني و عرياني ـ

تو ميماني و حيراني .

***

الا اي باغ پائيزي

دل منهم دلي سرد است

و طفل برگهاي آرزويم را

دست نااميدي تير باران ميكند پائيز

ولي پائيز من پائيز اندوه است ـ

دلم لبريز اندوه است .

چنان زرينه پولكهاي تو كز جنبش هر باد ميبارد ـ

مرا برگ نشاط از شاخه ميريزد

نگاه جانپناهي نيست ـ

كه از لبهاي من لبخند پيروزي بر انگيزد

***

خطا گفتم، خطا گفتم

تو كي همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ؟!

ترا در پي بهاري هست ـ

اميد برگ و باري هست

همين فردا ـ

رخت را مادر ابر بهاري گرم ميشويد ـ

نسيم باد نوروزي ـ

تنت را در حرير ياس مي پيچد ـ

بهارين آفتاب ناز فروردين ـ

بر اندامت لباس برگ ميپوشد ـ

هنرور زرگر ارديبهشت از نو ـ

بر انگشت درختانت نگين غنچه ميكارد ـ

و پروانه، مي شبنم ز جام لاله مينوشد ـ

دوباره گل بهر سو ميزند لبخند ـ

و دست باغبان گلبوته ها را ميدهد پيوند .

در اين هنگامه ها ابري بشوق اين زناشودي ـ

به بزم گل، تگرگ ريز، جاي نقل ميپاشد ـ

و ابري سكه باران به بزم باغ ميريزد

درختان جشن مي گيرند

ز رنگارنگ گلها ميشود بزمت چراغاني

وزين شادي لبان غنچه ها در خنده ميآيد

بهاري پشت سر داري ـ

تو را دل شادمان بايد

***

الا اي باغ پائيزي !

غمت عزم سفر دارد

همين فردا دلت شاد است ـ

ز رنج بهمن و اسفند آزاد است

تو را در پي بهاري هست

اميد برگ و باري هست

ولي در من بهاري نيست

اميد برگ و باري نيست .

***

تو را گر آفتاب بخت نوروزي

لباس برگ ميپوشد

مرا هرگز اميد آفتابي نيست

دلم سرد است و در جان التهابي نيست

تو را گر شادمانه ميكند باران فروردين ـ

مرا باران بغير از ديده تر نيست .

تو را گر مادر ابر بهاري هست ـ

مرا نقشي ز مادر نيست .

***

تو كي همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ؟!

تو بزمت ميشود از تابش گلها چراغاني

ولي در كلبه تاريك جان من ـ

نشان از كور سوئي نيست

نسيم آرزوئي نيست

گل خوش رنگ و بوئي نيست

اگر در خاطرم ابريست ابر گريه تلخست ـ

كه گلهاي غمم را آبياري ميكن شبها

اگر بر چهره ام لبخند مي بيني

مرا لبخند اندوه است بر لبها

تو كي همرنگ و همدرد مني اي باغ پائيزي ؟                          مهدی سهیلی

 

هر موقع پست کم می آرم می رم سراغ شعر....

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386ساعت 14  توسط هورام  |